المحقق السبزواري

328

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

حضرت فرمود كه ، خشم فروخوردم . خادم گفت : « و العافين عن النّاس . » حضرت فرمود : « عفو كردم . » خادم همهء آيت خواند كه ، وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ « 1 » حضرت فرمود كه ، « از مال خود تو را آزاد كردم و مؤونت و معيشت تو را بر ذمّت خود لازم گردانيدم . » « 2 » حكايت نقل است كه حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام غلام خود را از پى كارى فرستاد . چون دير كرد ، حضرت بر اثر او بيرون رفت . ديد كه غلام خوابيده است . حضرت نزد سر او نشست ، و او را باد مىزد تا وقتى كه بيدار شد . چون بيدار شد ، [ 83 ب ] حضرت فرمود : « اى فلان ! و اللّه كه تو را اين حقّ نيست كه هم شب و هم روز بخوابى . شب از براى تو و روز از براى ما . » حكايت نقل است كه شخصى با حضرت امام زين العابدين عليه السّلام خشونت و درشتى بسيار كرد و معايب بسيار اسناد نمود ، و حضرت در جواب چيزى نگفت . چون شب شد ، حضرت به در خانهء او رفت و در بزد . آن شخص چون شنيد كه حضرت آمده ، به گمان آنكه حضرت جهت انتقام و مكافات آمده با خوف و دهشت بيرون آمد . چون حضرت او را ديد ، گفت : « اى فلان ! آنچه در حقّ من گفتى ، اگر راست گفتى خداى عز و جلّ مرا بيامرزاد ، و اگر دروغ گفتى خداى عز و جلّ تو را بيامرزاد . » حكايت يكى از اصحاب حضرت امام موسى كاظم عليه السّلام نقل كرده كه ، حضرت در باغى از باغهاى خود بود و خرما مىچيد « 3 » . ديدم كه غلامى از حضرت يك‌كاره « 4 » خرما برداشت و

--> ( 1 ) . آل عمران : 134 . ( 2 ) . به نقل اين حكايت در اخلاق محسنى ، ص 52 مراجعه شود . ( 3 ) . اصل : « مىچيدند . » براى يكسانى افعال به كار رفته ، علامت جمع حذف شد . ( 4 ) . بسته‌اى كوچك از هيزم و علف و غيره را گويند كه بر پشت بندند ؛ كول‌بار .